1- دوره پیش از اسلام
براساس دانسته ها و اطلاعات موجود می توان به احتمال گفت که پیشینه تاریخی این شهر به دوره هخامنشیان برمی گردد. به دنبال کاوشهای باستان شناسی که در اوایل سده بیستم در تخت جمشید انجام گرفت الواحی گلی مربوط به دوره هخامنشیان به دست آمد. این الواح به خط میخی عیلامی و مربوط به امور اداری،جیره غذایی، پرداخت دستمزد کارگران و زره سازان است و در فاصله سالهای 1933 تا 1934م. هیئت اکتشافی موسسه شرق شناسی به سرپرستی هرتس فلد آنها را کشف کرد. کامرون و هالوک گزارش مفصلی از آن الواح در آثار خود به دست داده اند. تعدادی از این الواح متعلق به سالهای 509 تا 496ق.م. یعنی سالهای 13 تا 28 شاهنشاهی داریوش اول (522-486ق.م) است که هالوک در کتاب الواح استحکامات تخت جمشید آنها را معرفی کرده است. لوحه دیگر، لوحه پنجاه و دوم خزانه تخت جمشید و متعلق به سال 466ق.م. یعنی بیستمین سال شاهنشاهی خشیارشا(خشایارشا)اول (486-464ق.م.)است. کامرون در کتاب الواح خزانه تخت جمشید به تفصیل درباره آن سخن گفته است . در ادامه به قسمتهایی از این لوحه اشاره خواهیم کرد.
در برخی از این الواح – حدود 15 لوحه- به اسم مکانی برمی خوریم که به صورتهای نَرٍز?ش:Narezza? ؛ نَرٍز?یش: Narezzi? ؛ نَرٍزش: Nareza? ؛ نَرٍزیش: Narezi? و نَرٍز?ن:Narezzan نگارش یافته است.
هالوک گفته است که این مکان احتمالا همان نی ریز است در حالی که کامرون آن را نی ریز دانسته و اظهار داشته است که شباهت واژه نرزی با نی ریز تصادفی نیست, به ویژه که برخی از جغرافی نویسان سده های نخستین اسلامی از وجود معادن آهن در نیریز و نواحی اطراف آن خبر داده اند.
موضوع لوحه 52 از الواح خزانه تخت جمشید پرداخت دستمزد زره سازانی است که در آن منطقه(نرزیش یا احتمالا نی ریز) که مشغول فعالیت بوده اند. در آن لوحه آمده است:اَرْتَه تَخْمه, خزانه دار خزانه تخت جمشید را مطلع می سازد که باید مبلغ چهارده کَرْشه نقره به زره سازانی پرداخت شود که برای محل هنْکُور?کَه تعیین شده اند و اُتَنِس در نرزی(نی ریز) مسئول کار ایشان است.این مبلغ نصف دستمزد پنجاه و پنج نفر در ماه دوم سال بیستم [سلطنت خشایارشا] است. پس از آن صورت ریز زره سازان مزبور و مبلغ دریافتی هر کدام از آنها آمده است.
و در قسمتی از کتاب, از زبان داریوش نوشته خانم پرفسور هاید ماری کخ(صفحه48 پاراگراف دوم) آمده است:
«قائم مقام رئیس تشریفات دارای همه وظایفی بود که برای رئیس تشریفات برشمردیم او هم اجازه صدور گذرنامه داشت و هم برگماردن کارگران نظارت می کرد مثلا وقتی برای خزانه نریه اتیشیه(نی ریز کنونی) چهار نگهبان تقاضا شده, چیسه و هوش چهار نفر از کارگران تخت جمشید را به آنجا فرستاد و بلافاصله ترتیب جیره و مایحتاجشان را در محمل جدید داد. برای این کار به خومنکه که امور غله نریه اتیشیه را اداره می کرد دستور داد تا جیره ای برای این مردان در نظر بگیرد. »
و درجای دیگری از همین کتاب(صفحه 83 درشرح شهرها, روستاها, چاپارخانه ها و دژها) آمده است:
«به گزارش دیودروس (کتاب 10, بند21) تراکم جمعیت در پارس بسیار زیاد بود. در لوح های دیوانی به دست آمده از تخت جمشید نام حدود 400 آبادی ثبت شده است. اما تعیین محل آبادی ها تقریبا ممکن نیست. مثلا در کنار مراکز بزرگی چون شوش, تخت جمشید و پاسارگاد شیراز نیز از همان شهر با اهمیتی است. پس از شیراز نریه ایتشیه است, که می توان آن را نی ریز امروزی در شرق استان پارس شناخت.»
به هر حال با توجه به مطالبی که یاد شد می توان به طور قطع اظهار داشت که پیشینه تاریخی نی ریز به دوره هخامنشیان باز می گردد علاوه بر آنکه قراین و شواهد دیگری نیز در تایید آن در دست است.
سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر از طوایف چادر نشین فارس به نام «کرد» صحبت کرده و گفته است که در دوره ساسانیان(224 تا652 م.) بیشتر کردها در نواحی مرکزی ایران در میان اصفهان و آباده می زیسته اند و طوایف دیگری در اطراف دریاچه نی ریز تا دل کرمان و از آنجا تا حوالی بوشهر هم بوده اند... دلایل بسیار هست که اصلا ساسانیان کرد بوده اند و بی هیچ شکی لااقل مادر اردشیر بابکان (224-241م.) دختر یکی از پیشوایان قبایل کرد ناحیه نی ریز ببوده است. از آنجا که این مطلب را فقط نفیسی در اثر خود ذکر کرده و دیگران نیز به نقل از او آورده اند باید در آن تامل کرد.
در سده نخست اسلام به دنبال فتح فارس به دست مسلمانان نی ریز نیز به قلمرو اسلامی درآمد و پذیرای اسلام شد.
2-دوره اسلامی تا سده چهارم هجری قمری
دانسته های ما در باره نی ریز و توابع آ، منحصر به گزارشهایی است که جغرافی نویسان مسلمان به دست داده اند. این منابع عبارت اند از: مختصرالبلدان ابن فقیه, المسالک و الممالک ابن خردادبه, الخراج و صنعت الکتابه قدامه, مسالک الممالک اصطخری, صورت الارض ابن حوقل, حدود العالم من المشرق الی المغرب, اشکال العابم جیهانی, احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم مقدسی, و فارسنامه ابن بلخی.
در منابع جغرافیایی سده های سوم و چهارم هجری قمری از نی ریز با عنوان بک ناحیه و نیز روستایی از توابع دارابگرد یاد شده است. اصطخری ضمن بر شمردن نی ریز از مناطق سردسیر گفته است : «اما نواحی کورت دارابجرد... نی ریز و مدینتها خیار[خیر]. مقدسی ظاهرا نخستین جغرافیانویس مسلمان است که در سده چهارم هجری قمری نی ریز را از نزدیک دیده و در احسن التقاسیم هم از ناحیه و هم از روستای نی ریز یاد کرده و اظهار داشه است:«نی ریز: بزرگ است,جامع در کنار بازار, آبشان از کاریزهاست, روستای آنجا بیست دربیست فرسنگ است. من به دیگر شهرهایش نرفته ام ولی شنیدم که مرفه و خوش قواره است». وی ناحیت نی ریز را شامل شهرهای خیار, مُرَیْزجان و ماذوان دانسته و در ادامه گفته است:«در نی ریز معادن آهن و گل سفید که کودکان بر آن بر لوح خود می نویسند و گل سیاه که به کار مهر کردن می خورد وجود دارد. در کوهستان نی ریز انزروت هست. سنباده و سنگ مغنسیا نیز از آنجا خیزد».
در برخی منابع نی ریز روستایی از تواتع خیر شمرده شده است. با توجه به این مطالب مب توان چنین نتیجه گرفت که در سده های سوم و چهارم هجری قمری نی ریز نام دو محل بوده است: 1- ناحیه وسیعی که مرکز آن خیر بوده؛ 2- روستایی به نام نی ریز در همان منطقه نی ریز از توابع خیر که در آن زمان شهری بزرگ به شمار می رفته است.
در ماخذ و منابع این دوره تنها خیر مریزجان و ماذوان از توابع نی ریز شمرده شده است. درحالی که برخی از روستاها و بخشهای کنونی تابع نی ریز در آن آثار ذکر شده اما اشاره ای به این که آن روستاها از توابع نی ریزند نشده است.
3- نی ریز از سده پنجم تا زمان صفویه
مهمترین منابع این دوره که در آنها از نی ریز یاد شده عبارت اند از: فارسنامه ابن بلخی, الانساب سمعانی, معجم البلدان یاقوت, اللباب فی تهذیب الانساب ابن اثیر, نزهت القلوب حمدالله مستوفی و مجمع الانساب شبانکاره ای که از آن میان منبع اخیر بخش مهمی از تاریخ نی ریز را در دوره شبانکاره (سده های 5-8 هجری قمری) روشن می کند.
در فارسنامه ابن بلخی نیریز شهرکی از توابع کوره اصطخر شمرده شده است.ابن بلخی خیر و نی ریز را با هم ذکر کرده و گفته است: خیره, نیریز: دو شهرک است و نی ریز قلعه ای دارد و از آنجا انگور بسیار خیزد و بیشترین انگور آنجا کشمش باشد و هوا’ معتدل دارد و آب روان و به هر دو جای, جامع منبر باشد و آبادان است.
در ادامه درمعرفی مشکان آورده است: میشکانات ناحیتی است از نیریز و سبیل آن سبیل نیریز است در همه احوال و به روایتی چنان است کی خیره و نیریز هم از کوه دارابجرد است.
در الانساب, معجم البلدان و اللباب فی تهذیب الانساب – در سده ششم و هفتم هجری قمری – نیریز از توابع شیراز- دانسته شده است.
نیریز تا اواسط سده پنجم هجری قمری جز’ فارس و تحت استیلای دیالمه بود.
اطلاعات بسیار مفید و جامع دیگر در کتاب تاریخ و فرهنگ نی ریز ذکر شده است.
4- دوره صفویه
دانسته های ما درباره نی ریز در دوره صفویه از سال 955 هجری قمری در زمان سلطنت شاه طهماسب اول صفوی (حک 930-984 هجری قمری) به بعد است. نخستین منبعی که در این دوره اطلاعاتی به دست داده , خلاصت التواریخ قاضی احمدبن شرف الدین حسین حسینی قمی است. به گفته وی در آن دوره-سال 955 هجری قمری- چرنداب سلطان شاملو, حاکم نیریز, ایج و فسا بود. وی که حدود پانصد سوار در اختیار داشت, در جنگ ایران و عثمانی به مدد شاه طهماسب شتافت.
اطلاع دیگری که از این دوره در دست است, وجود صابون خانه ها و فرمانی است از شاه طهماسب درباه صابون خانه های نیریز. این فرمان در سال 981 هجری قمری صادر و به صورت اوحه سنگی بر سر در ورودی مسجد جامع صغیر(مسجد امام خمینی کنونی) نصب شده بوده است.(متن کامل در کتاب تاریخ و فرهنگ نی ریز)
5- دوره زندیه
در اواخر دوره کریم خان زند(متوفی 1193 هجری قمری) میر حسام الدین عرب از طایفه شیبانی اینل عرب فارس, بر نی ریز حکومت می کرد. بعد از آنکه آقا محمدخان قاجار (متوفی 1211 هجری قمری ) در غیاب لطفعلی خان زند(حک 1203 – 1209 هجری قمری) با کمک حاجی ابراهیم شیرازی کلانتر شیراز در سال 1206 هجری قمری شیراز را به تصرف خود در آورد لطفعلی خان به جنگ و گریز با نیروهای آقا محمدخان پرداخت. وی در همان سال بسیاری از شهرهای فارس از جمله ابرقوه, بوانات, اصطهبانات و... را تحت تصرف خود درآورد. اما اهالی نی ریز از در مخالفت با او درآمدند که پس از نبردی آنجا را فتح کرد و مدت دوازده روز در آنجا ماند.
6- دوره قاجاریه
در این دوره بعد از میرحسام الدین عرب, فرزندش محمد حسین خان نی ریزی (متوفی حدود 1240 هجری قمری ) حاکم نی ریز شد. وی چنانچه مولف فارسنامه ناصری می گوید: سالها به احترام گذرانید و به حسن سلوک معروف گردید.
محمد حسین خان در طول حکومتش با بزرگان علم و هنر معاشرت داشت و خدماتی نیز انجام داد. ملاعبدالجواد نی ریزی, خوشنویس توانای نی ریز در سده سیزده هجری قمری از جمله مصاحبان محمد حسین خان بود و قرآنی نیز برای او در سال 1232 هجری قمری کتابت کرد که نسخه ای از آن در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار (مدرسه عالی مطهری) موجود است.همچنین محمد حسین خان سی پاره ای را در تاریخ 1227 هجری قمری وقف کرد. این سی پاره در کتابخانه آستان حضرت احمدبن موسی شاهچراغ موجود است.(اطلاعات بیشتر در کتاب تاریخ و فرهنگ نی ریز)
7- پلیس جنوب ایران در نی ریز
به دنبال اکتشاف نفت در سال 1322 هجری قمری در خوزستان (یکسال بعد از آن) کمپانی نفت ایران و انگلیس تشکیل و جستجو برای استخراج نفت و تامین وسایل لازم برای تجارت آن آغاز شد. علل و عوامل سیاسی – اجتماعی داخل و خارج ایران, باعث بروز نا امنی هایی برای دولت انگلیس گردید. از این رو دولت انگلیس به طور جدی به فکر کنترل راه های مواصلاتی برای حفظ منافع خود افتاد و در سال 1334 هجری قمری نیروی متشکل از شش هزار سرباز ایرانی,توسط انگلیسها و تحت نظارت و تعلیم و فرماندهی صاحب منصبان انگلیسی در جنوب ایران در ولایات فارس, کرمان, یزد و اصفهان – بدون اجازه رسمی و قطعی – به وجود آمد که تا سال 1340 هجری قمری نیز تداوم داشت. این نیرو در نقاط مختلف جنوب ایران اقدام به تهیه و تدارک مراکز نظامی کرد و قلعه های نظامی را به وجود آورد که با عنوان قلعه های (اس.پ.آر S.P.R ) شناخته شد.نی ریز که در مسیر ارتباطی استان های فارس و کرمان و برخی از شهرهای جنوب واقع بود از سال 1334 تا 1340 هجری قمری در جریان مستقیم حوادث بود و متحمل مشکلات و خساراتی نیز شد.
در ژوئن 1917 م. برابر با شعبان 1335 هجری قمری نیروهای اس. پی. آر به اتهام سرقت به طور غافلگیرانه به ده چاه حمله ور شدند و بیست و چهار زن و مرد و کودک را کشتند. همچنین در همان سال و سال بعد به چاهک و ایلات و عشایری که در اطراف نی ریز زندگی می کردند از جمله ایل لشنی ها و لبو محمدی ها حمله کردند.
با تشکیل پلیس جنوب ایران نخست نیروهای میهن پرست به ویژه دمکرات فارس, به اعتراض علیه حضور انگلیسیها پرداختند و سپس عامه مردم جنوب به مخالفت با قوای انگلیسی برخاستند. از جمله دسته ای از ایلات اطراف نی ریز به اردوگاه افراد ساخلو آن ناحیه حمله بردند.از آثار باقی مانده در این دوره در نی ریز قلعه S.P.R است که قسمت اعظم آن تخریب شده است.
|